خرید بک لینک

دستان گرمت را میان دستانم می پرستم

چه در بهار و تابستان ... وچه در پاییز و زمستان

لحظه لحظه با تو بودن را . کنار تو قدم زدن

در بارش یکریز باران را می پرستم

کوچه های بی قراری را دویدن با تو و به خیابان آغوشت رسیدن ها را می پرستم

در تب و تاب هیجان تازه تر سوختن را و دست در دست هم داشتن را می پرستم

اینکه نگاهم کنی و بگویی دوستت دارم و نگاهت کنم و بگویم عشقمی رامی پرستم

اینکه طعم لبانت شیرین تر از هر شربتی است فهمیدن رامی پرستم

تو آنقدر عشق به من می بخشی که من کنار تو بی نیاز ‘ بی نیازم

با تو من این عاشقی ها را عزیزم می پرستم

من و تو فرا تر از همه ی ...

اما و اگرهای این روزگاریم

خارج ار کلیشه های دیگرانیم

دوست دارم اینکه سر روی سینه ام بگذاری و من با تمام بودنم برایت قصه ی عشق بخوانم....


برچسب: نویسنده: کوروش جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 19:52

صفحه بندی