امروز سالروز تولد توست و من پیش تو نیستم
نمیدونم چگونه عاشقانه ترين روز خدا رو جشن بگيرم وقتي در كنارم نيستی
چگونه اين لحظه هاي زيبا رو با تو قسمت كنم وقتي حضورت ممكن نيست
اما حالا که از هم دوریم بدون، كه در سخترين لحظه ها شادترين روز خدا را تنها جشن گرفته ام
فقط به ياد تو
ميدانم امروز بارها و بارها تولدت را تبريک گفته اند شايد واژه هاي تبريک آنها زيباتر بوده اند
امروز خیلی دلتنگت بودم
دلم میخواست بهت زنگ بزنم و تولدتو بهت تبریک بگم
ولی نخواستم ناراحتت کنم شاید نمیخوای صدامو بشنوی...
ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم
از لحظه لحظه هاي جشن تو , تو خيالم عكس بگيرم
پاگذاشتم روی همه دلتنگیها ....
همین که خوشبختی کافیه .........
دیگه مهم نیست .......
ازاینکه ندارمت نگران نیستم .........
یه وقتائی مجبوری برای اینکه دیگران اذیت نشن یه کارهائی بکنی که علی رغم میل باطنی خودته
ولی مهم نیست مهم اینه بدونی بابودنت باعث آزار کسی نمیشی
با نبود من شاید خیلی چیزها تغییر نکنه ولی با بودنم خیلی چیزها تغییر میکنه
فکرمیکنم اونقدری دوستت داشتم که حالا بخاطر تو از همه چیز گذشتم
شاید یه روزی باز برگشتم نه اینکه ازتو بنویسم نه اینکه از خاطراتم بگم
برای اینکه ببینم چقدر عاشق بودم و عاشقی کردم
چقدردوستت داشتم و بخاطر تو از چی گذشتم
برچسب:
نویسنده: کوروش جعفرینژاد